دلگیرم از تنهایی خویش و ضمیرم
شاید که تنها در ضمیر خود بمیرم
۱۳۹۷.۰۵.۱۵ ۲۰:۱۲ "یسار"
جوانی طی شده در راه وصلت
چه گویم وصل تو ما را نشاید
دعا کردم که در کویت بمانم
تو آمین آوری وصلت بشاید
۱۳۹۷.۰۵.۱۵ ۲۰:۱۵ "یسار"
نرفته ای تو از دل ، نرفته ای تو از یاد
رها چو باد و باران ، به گوشه گوشه سر زن
دمی بیا به یادم ، دمی به کنج دل باش
ببین که تو ز یادم ، نمی روی دل و جان
می رخت چه مسحور کند دو چشم عالم
شود شبی بیایی ، دمی سحر به خوابم
خراب چشم مستت ، شده دل غمینم
ببین که از فراقت فکار و بس غمینم
1397.05.02 17:39 "یسار"
هر کس بخواند پستهایی از گروهی
باشد وِ را شان و نشانی و شکوهی
او در سکوت خود چه دنیا که ندارد
بر خلوت صاحب دلان پا میگذارد
۱۳۹۷.۰۵.۱۶ ۱۲:۳۷ "یسار"
ای ماه پس ابر تو را بوسم و بویم
ای مهر بلند شب من بویم و جویم
از هر طرف آیی به برم جان شود آرام
من روی مه ات را به غزل پویم و گویم
1397.05.16 14:21 "یسار"
روح من و جان من
ای همه ایمان من
جلوه کنی در برم
جان بدهم جان من
خاموشی آن لبت
می برد امکان من
لطف خطا پوش تو
سیقلد این کان من
ماه شب تار من
هر سحری جان من
1397.05.16 14:31 "یسار"
مرا از پیچش مویت مترسان
دلم از دوری رویت نترسان
قلم در دست خود داری تو نقاش
کمان ابروی رویت مترسان
بکش نقشی که جانم زنده گردد
مرا از آب و از رویت نترسان
به لطف روی ماهت ای زیبای زیبا
چو دل بستم ، ز دوریت مترسان
1397.05.16 14:34 "یسار"
تو آن زیبایی محضی که چشمها را بگریانی
تو آن لطف پر از شوری ، که لبها را بخندانی
سرم سودای روی تو ، دلم مشتاق کوی تو
تو هم اینی تو هم آنی بگریانی بخندانی
1397.05.16 14:42 "یسار"
نوشتم بر سر دفتر به نام تو کنم آغاز
تو را ای مهربان من هماره میکنم آغاز
شفای درد دلهایم همه یاد تو می باشد
که درد دوری رویت ، شده در درفترم آعاز
وصال روی تو شاید بسازد دفتر شعرم
ولی اندر فراق تو شده شعر ترم آغاز
خصال روی زیبایت چنان دل برده از من باز
که دارد زندگی هر بار به نام دلبرم آغاز
1397.05.16 15:04 "یسار"
من که دلم با دل تو بسته است
ز دوری روی گلت خسته است
رخ بنما تا بشوم شاد شاد
بی گل روی تو جهان مرده باد
۱۳۹۷.۰۵.۱۶ ۱۸:۴۲ "یسار"
سلامی در شب تارم که بر هجرت گرفتارم
که من از دوری رویت به درد و غم گرفتارم
۱۳۹۷.۰۵.۱۶ ۲۳:۳۵ "یسار"
دلم آزره ز ایام چنان است که من
در سکوتم همه را با دل خود میگویم
۱۳۹۷.۰۵.۱۶ ۲۳:۴۰ "یسار"