ای درد من درمان من، ای روح و ای ریحان من

ای درد من درمان من، ای روح و ای ریحان من
در این سرای بی کسی، آتش مزن بر جان من
روشن کنی این خانه را ، روحی دمی کاشانه را
با چشم زیبایت نگر، اندوه صاحب خانه را
من یار میخواهم تو را، غمخوار می خواهم تو را
ای ماه رخشان نیمه شب، از کنج چشمانم در آ
روشنگر جان منی، جانی و جانان منی
مهر رخت افزون بود، ساز طرب خوان منی
ای شور و شعر من بیا، جام می من مرحبا
ای مستی میخانه ام، جامی دگر خود ده مرا
تا مست گردم از رخت، آگه شوم بر ناگهت
گردم غلام درگهت، تا خود بنوشانی مرا
1401.08.07 17:50 "یسار"

کاش مرا بوسه کنند بر لبی

کاش مرا بوسه کنند بر لبی
یا که دعایی به ذکر شبی
کاش شوم عاشق زلف کجی
یا که گره به قالی پر رجی
کاش شوم چشمه آبی به دشت
سیر شود ز آب آن کوه و دشت
کاش شوم ابر و ببارم بسی
تا نشود تشنه مهری کسی
کاش شوم ماه و بتابم به شب
روشنی ماه شود ذکر لب
حمد و ثنا گوی شوند عارفان
مهر بورزند همه عاشقان
خاطره سازیم ز گفت و شنود
کاش غمی بر دل چاهی نبود
...

۱۴۰۱.۰۸.۰۲. ۲۲:۴۶. "یسار"

زمینی خشک و لم یزرع

زمینی خشک و لم یزرع
چراغ عاطفه خاموش
تمام گوشهاشان کر
تمام چشمهاشان کور
حقیقت در میان کینه ها مدفون
شده هر ارزشی وارونه از جهل و جهالتها
شده جانها بسی ارزان
غرور و نخوت آن مردمان ارزش
نه زن قدری میان قوم خود دارد
نه مردی مفتخر از مولد دختر
تمام آسمان تنگ است
به روی عالم انسان.
به ناگه می درخشد نور امیدی
میان پهنه صحرای لم یزرع
خدای آسمانها می گشاید درب رحمت بر زمین آن شب
طلوعی می کند تازه
ستاره، نه ! بلکه خوردشیدی جهان افروز
برای پهنه عالم
فروزان می شود قلبِ
حقیقت یاب انسانهای پاک و خوش ضمیر آن شب
دوباره می شود نازل
هزاران، بلکه بسیاری ملائک بر زمین کعبه ی آمال انسانها
که دیگر گونه سازد رویش انسان
میان آن کویر خشک
محمد (ص) می شود نازل
به آن غار حرا آنشب
همان پیغمبری که خاتم پیغمبران عالم است انگار
خوشا بر من
خوشا بر تو
خوش ا بر عالم امکان
که آمد رحمه للعالمین بر جمع مدهوشان
1401.07.19 8:45 "یسار"

عطر تنت برده ز سر عقل و هوش

عطر تنت برده ز سر عقل و هوش
میوه ممنوعه من در خروش
می کشدم تا به سر چشمه سار
گوید ام از کنج لبم می بنوش
خار لبش می شوم آن دم که باز
می شود آن ساقی من می فروش
صبح سحر سجده کنان می روم
در طلب قبله دل شاد نوش
عمر گرفتم که کنم بندگی
از لب خندان تو هستم خموش

۱۴۰۱.۰۷.۱۹. ۲۲:۵۱. "یسار"

شب تا سحر با یاد رخسارت عجینم

شب تا سحر با یاد رخسارت عجینم
عشق تو شد روشنگر شب مه جبینم
بگشای رخسارت دمی ای ماه منظر
تا بوسه ای از گونه ماهت بچینم
سودای عشق تو مرا کرده اسیرش
دردی نهان دارد غم عشقت یقینم
می سوزم از درد فراغت تا سحرگاه
باید رهی بهر رهایی بر گزینم
تنها ره وصل رخت باشد اگر مرگ
سر می کشم با میل و رغبت ...

۱۴۰۱.۰۷.۱۴. ۲۳:۲۹. "یسار"

بهارینا دلم آباد رویت

بهارینا دلم آباد رویت
نشسته بر دلم مهر نکویت
شدم از عشق تو حیران و تنها
مرا ده شربی از جام سبویت

بهاری میشود قلب من از عشق
اگر بینم دمی آن ماه رویت
چنان گشته اسیر دام عشقت
دل سر کشته ای در بند مویت
خجالت می دهد برق نگاهت
به چشمان من از شرم وضویت
شکفته باغ گل در دامن عشق
به گلزار دلم از گفتگویت

۱۴۰۱.۰۷.۱۴. ۱۳:۰۸. "یسار"

کاش کوچه ای باشد و بارانی

کاش کوچه ای باشد و بارانی
تو باشی و من
بی چتری
قدم زنان برویم به انتهای خوشبختی
آنجا که جز من و تو
هیچ آرزویی نباشد
تو آرزوی من ، من آرزوی تو
این گونه عاشق بودن سخت است
نه ؟
۱۴.۱.۰۷.۰۶. ۱۳:۴۴. "بسار"

دل شده شیدای غم روی تو

دل شده شیدای غم روی تو
بسته گیسوی شب بوی تو
در شب تار غم و تنهایی ام
روی کنم در همه دم سوی تو

۱۴۰۱.۰۷.۰۶. ۱۳:۴۲. "یسار"

در خودم گم شده بودم تـو صدایم کردی

در خودم گم شده بودم تـو صدایم کردی
عـاشقم کـردی و کُشتی و رهـایم کردی
عشق پیش از تـو فقط دلهره ای زیبا بود
حسِ بیـداری اگـر بـود ولـی رویـا بـود
درهوایِ تو نفس تنگ شود باکی نیست
آسمان گرچه زمین گیر شود خاکی نیست
زهــر در جام بریزی به عطش می نوشم
جامه ای را که به آتش بکِشی می پوشم

هدیه ای از یک دوست

حال خونین دل فقط خونین دلی داند مگر

حال خونین دل فقط خونین دلی داند مگر

۱۴۰۱.۰۶.۱۶. ۱۰:۴۵. "یسار"

دل من خانه تو، 

دل من خانه تو،
چشم من اقیانوس
بنشین بر لب ساحل
باز بسپار به موج دریا
غم دلها که آورده ای از عمق نگاه
به حضورم امروز
1401.06.13 14:34 "یسار"

هیچ چشمی نرود خواب مگر

هیچ چشمی نرود خواب مگر
غرق رویا شود از فیض حضورت
گاه آغشته شود در عرق گرم نگاهت
بنشیند سر راهت
بسپارد به نسیمی
همه موی سیاهت
در سیاهی شبی تار
کنج یک خلوت تنهایی تنها
سوزش قطره اشکی برسد بر سر زخمی
که شده عافت جان
برده آرامش دل
کرده ویران همه شوق تو را
به حیاتی که در آن زندانی است.

1401.06.13 14:19 "یسار"

زخم خنجر

همیشه زخم خنجرِ عزیزترین ها تا پای مرگ می برد ولی نمی کشد، نمی دانم چرا؟

1401.06.13 14:07 "یسار"