خورشید عالم تاب طوس اینجا غریب است
خورشید عالم تاب طوس اینجا غریب است
او مهربان و منجلی بر ما حبیب است
او بس نشان از حضرت مادر چو دارد
مهر و محبت در دل غربت بکارد
هر زائری او را بخواند در زمستان
مولا پناهش می دهد در باد و باران
او مهربانی را نشان مهربانی است
او مشهد است اما که الطافش جهانی است
مولای ما خود انتهای خیر و خوبی است
درگاه او درگاه خلاق ربوبی است
باب الجواد حضرتش باب بهشت است
هر کس که غم دارد به مولایش نوشته است
آقا تو را چون چشممان ما دوست داریم
آقا سر پیمان تو ما جان نثاریم
آن الفتی که مادر از شیرش بما داد
از گریه های روز عاشورش بما داد
هر جا رویم ما اهل بیتی نام داریم
از تربت پاک حسینت کام داریم
لطف خدا شد درگه پاک و بلندت
در کشور ایران زمین قدر بلندت
گر چه به روز رحلتت زار و غمینیم
ما ساحت پاک تو را یار و امینینم
ما با ولایت الفت دیرینه داریم
در راه حفظ حرمتش جان می سپاریم
هر کس حریم پاک تو گردی نشاند
بر ذوالفقار حیدری گردن نشاند.
1397.05.15 13:00 "یسار"
دل مشغولی های روزمره باعث کدورت دل می شود. گاهی دل نوشته ای شاید غبار غم بزداید از این دل پر سودا