گریان شده چشمم ، پریشان شده زلفم
گریان شده چشمم ، پریشان شده زلفم
از دوری دیدار ، هامون شده جانم
از بهر تو ای یار پریچهره چه سازم
کز دوری رویت همه در سوز و گدازم
ساحل به تلاطم ، دریا همه موج است
از موج سیاهی زلفان پریشان شده رنجم
افتاده در این دشت ، آهوی پریشان
رخسار تو باشد ، مرا هم سر و سامان
جامی ز می ناب ، بده دست من زار
تا باشم از این قصه پر غصه به درمان
1397.05.29 09:47 "یسار"
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 13:47 توسط علی
|
دل مشغولی های روزمره باعث کدورت دل می شود. گاهی دل نوشته ای شاید غبار غم بزداید از این دل پر سودا