دل من خون شده در تنهایی
بیا که بی تو نیست بینایی
سخنم هجو و هزل می بافد
اگرش با تو نیست سودایی
دل رمیده به تاراج رفته است  اما
نگرانم که چیست شیدایی
غم دلبر مرا به دل خون سازد
چه کنم بی تو نیست رویایی
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم
چه کنم بی تو در تنهایی
بیا و زلف پریشان بنگر
که مرا زلف توست رسوایی
۱۳۹۷.۰۵.۱۵ ۱۲:۴۰ "یسار"