جان‌میدهم به نامت ، جویای یک‌کلامت
ای راهوار وحشی ، افتاده ام به دامت
رحمی نما تو آخر ، بر این غریب مضطر
جانم به لب رسیده ، از نوش هر کلامت
من خسته ام ولی تو ، زیبا و پر شر و شور
دستی بگیر تا هم ، گامی نهم به گامت
رخسار تو چو خورشید ، چشمان من رمیده
از دیدن نگاهت ، از مستی کلامت
خرسند و شادم از دل، خرم از این غم دل
راهت نرفته اینجا ، افتاده ام به دامت
۱۳۹۷.۰۵.۲۱  ۱۰:۴۱  "یسار"