طلوع ماه محرم
امسال طلوع ماه محرم مصادف شد با تعطیلی سالیانه محل کارم و عدم دسترسی من به رایانه که البته کمی هم خودم حال و حوصله اینجا و فضاهای مجازی را نداشتم و همین امر باعث شد بروم یک هیئت پیدا کنم و این ایام را بنشینم و زار بزنم به حال پریشان خودم و از خدای حسین بخواهم که مرا آدم تر از اینی بکند که هستم . و گاهی هم به شک افتادم که اصلا آدم هستم یا نه.
تا این که همان شب اول بعد از مراسم از دهنم در رفت و به مدیر هیئت گفتم که شعر می گویم و او هم نمی دانم چرا و چگونه بهم پیله کرد که بعد از منبر حاج آقا بیا و برایمان شعر بخوان. و همین شد که دیگر قید فضای مجازی را برای این مدت زدم و رفتم به عالم حقیقی که شاید حقیقت خویش را باز یابم.
حال برخی از اشعاری را که در این مدت سروده و خوانده ام را برای عزیزان خواننده وبلاگ می گذارم
اگر یادتان بود و باران گرفت
دعایی به حال بیابان کنید.
والسلام
1401.05.24 08:19 "یسار"
دل مشغولی های روزمره باعث کدورت دل می شود. گاهی دل نوشته ای شاید غبار غم بزداید از این دل پر سودا