در عشق و ‌مسلمانی بر حور و پری مانی
ای داد از این مردم فریاد مسلمانی
صد جلوه به محراب و صد مویه به هر منبر
صد ناله از این سودا ، صد گریه به هر جانی
خونین دلم و محزون از آتش این خرمن
شاید که روم من هم رو سوی بتی آنی
سودای تو در دل شد ، این پاره جگر خون شد
آهو به چمن چالاک ، در برف زمستانی
خسرو به ملک فاخر ، عالم به عمل فاجر
پوشیده به تن فاخر ، زهدش همه ایمانی
فریاد ز درد و غم ، افسوس از این مرحم
زخم‌دل ما را بین ، با دلق مسلمانی
۱۳۹۷.۰۵.۱۵ ۱۴:۵۶ "یسار"