هیچ چشمی نرود خواب مگر
هیچ چشمی نرود خواب مگر
غرق رویا شود از فیض حضورت
گاه آغشته شود در عرق گرم نگاهت
بنشیند سر راهت
بسپارد به نسیمی
همه موی سیاهت
در سیاهی شبی تار
کنج یک خلوت تنهایی تنها
سوزش قطره اشکی برسد بر سر زخمی
که شده عافت جان
برده آرامش دل
کرده ویران همه شوق تو را
به حیاتی که در آن زندانی است.
1401.06.13 14:19 "یسار"
+ نوشته شده در دوشنبه نهم آبان ۱۴۰۱ ساعت 17:3 توسط علی
|
دل مشغولی های روزمره باعث کدورت دل می شود. گاهی دل نوشته ای شاید غبار غم بزداید از این دل پر سودا