عطر تنت برده ز سر عقل و هوش
میوه ممنوعه من در خروش
می کشدم تا به سر چشمه سار
گوید ام از کنج لبم می بنوش
خار لبش می شوم آن دم که باز
می شود آن ساقی من می فروش
صبح سحر سجده کنان می روم
در طلب قبله دل شاد نوش
عمر گرفتم که کنم بندگی
از لب خندان تو هستم خموش

۱۴۰۱.۰۷.۱۹. ۲۲:۵۱. "یسار"