یک نظرت بهر دلم مرهمی است
یک نظرت بهر دلم مرهمی است
دوری رخسار تو را هم غمی است
عالم بی روی تو زندان دل
با تو قفس برای من عالمی است
اشک مرا روان نمودی ز چشم
سیل خروشان دو چشمم نمی است
زلف پریشان تو تار شبم
اشک بصر بر رخ ما شبنمی است
دل بری و عالم دل مال تو
یک نفست بر نفسم همدمی است
باغ و بهاری است خزان غمت
بارش اشکم به بهاران نمی است
ای همه آرزوی زیبای من
یک نظرت بر دل من مرهمی است
۱۴۰۱.۰۴.۲۰. ۱۸:۰۸. "یسار"
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۱ ساعت 12:42 توسط علی
|
دل مشغولی های روزمره باعث کدورت دل می شود. گاهی دل نوشته ای شاید غبار غم بزداید از این دل پر سودا