ای که گرفتی مرا، دست ، رهایم مکن
شاهم و در درگهت باز گدایم مکن
من به تو پیوسته ام، از غم جان رسته ام
از کرم و لطف خویش باز جدایم مکن
گشته مرا آرزو دیدن رویت شها
این بصر پر گنه، غرق بلایم مکن
زنده به عشق تو ام، ای تو حبیب دلم
در پی مهر رخت، وصل جغایم مکن
کن به دلم یک نظر، ای ز دلم باخبر
از غم هجران خویش باز جدایم مکن

۱۴۰۱.۰۵.۲۲. ۲۳:۲۵. "یسار"