ز رخسار علی عالم تمامش نور باران است
به روز واقعه امروز بهاران در بهاران است

علی گردیده مدهوش می ناب وصال حق
از این می عالم امکان غریق حزن و حرمان است

شب قدر است قدر او، ملائک در پی اش حیران
نبی را در قیامت هم علی یاری گر جان است

شب بیداری است امشب، برای نغمه ای از طور
که جانها می شود روشن، جهانی نورباران است

قسیم نار و‌ جنت را شب وصل است این شبها
برای مومنان امشب شب باران، باران است

تمام دیده ها گرید ز هجران رخ مولا
ولی لبهای او هر درم به ذکر حق گویان است

چو شد شق القمر فرقش ز شمشیر عدو آن شب
علی دائم به لب فزت، و رب الکعبه گویان است

الهی بر ولای او دل غم دیده درمان کن
که بر درد همه دلها علی بهتر ز درمان است

۱۴۰۴.۰۱.۰۲. ۱۸:۳۸. "یسار"