قُلۡ سِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَٱنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلُۚ كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّشۡرِكِينَ سوره روم آیه ۴۲

باید پای در راه سفر گذاشت و رفت و دید حاصل تلاش و کوشش مردمانی خونگرم سر زنده مقاوم تلاشگر که کارهای بزرگی کردند در سرِ چشمه ، و خاک را به کیمیای مس بدل نموده اند و کشور جمهوری اسلامی ایران را سر افراز کرده اند با عرضه یکی از پر مصرف ترین و پر تقاضاترین فلزات رنگی در دنیا به نام مس
که وجود سازندگانش را طلا می کند آندم که حاصل تلاششان مایه رنگین شدن سفره خیلی ها می شود و کوهی که در مقابل کند و کاو آدمی مقاومتر و استوارتر خودنمایی می کند

باید رفت و دید در ماهان در دل کویر باغی مصفا بنا نهاده و نگهداری شده و مرمت شده در دل کویر . که دلهای مشتاق را از اقصی نقاط عالم به دل کویر کشانده اند در طول سالیان دراز از دوران قاجار تاکنون

باید رفت و دید از نزدیک بزرگترین بنای خشتی جهان را که فرو ریخت و برخاست دوباره تا باقی بماند در دل زمان و سخت کوشی مردم این دیار
کرمان قهرمان را و بم دارالصابرین را نمادی باشد

باید با مردمش هم نشین شد و هم صحبت و صفا و صمیمیت آنان را با جان و دل حس کرد
و دید که مردم سنتی، هنوز مهربانی اش را تسلیم مدرنیته ننموده است. شاید نامهربانی برخی که تازه به دوران رسیده اند بد جوری به چشم بزند

باید راهی سفر شد و لایه های پنهان اساتید را کاوش کرد و صفا و صمیمیت را در بین همسفران تقویت و تحکیم نمود و هر لبخند رضایتشان انگیزه خدمت برایشان را دو چندان می کند. باید صبوری عزیزان را در پس ‌و پیش شدن برنامه ها سپاس گفت و قدر دان بود.

اسکان در سفر خود حکایتی است . به قولی شاید طبق ضرب المثل معروف هیچ جا خانه خود آدم نمی شود درست باشد ولی همین مسائل سفر باعث شکر گزاری بیشتر و دانستن قدر عافیت را دو چندان می کند.

و اما آنچه که انتظار و پیش بینی از سفری داشته باشی و گاهی توی ذوقت بخورد هم از خصوصیات سفر است آن هم سفری این چنین. آمده ای که دستاورد بیافرینی و ببینی به چشم آنچه شنیده ای .
و گاهی دیده هایت فوق انتظار است مانند معدن و کارخانه مس و گاهی دور از انتظار مانند کارخانه های عریض و طویل خودرو سازی به اصطلاح که نه سازی هست و نه سازندگی و نمی‌دانم چرا بعضی اصرار دارند سر هم کردن چند تکه آهن پاره آماده و ساختن هیکلی که می تواند خودش حرکت کند را خودرو سازی بنامند. نه ابتکاری و نه خلاقیتی و نه تغییر و تحولی و هیکلی دیکته شده که باید خلق شود و به چندین برابر قیمت جهانی به خلق الله عرضه گردد آن هم در نوبت های تحویل چند ماهه و فروش‌های با برنامه و بی برنامه.
این که به چه قیمتی تمام می شود و چقدر از منابع و ارز مملکت را می خورد تا یک خودرویی شود به اصطلاح در خور.

صبحانه ای که قرار بود در رستوران هتلی صرف شود و به اغذیه فروشی ساده و سنتی کنار بلواری منتهی شد آن هم نانی که از سفره مهمان بود و نیمرو و خاگینه هایی که دلچسب همه بود.

تازه داشت فراموشم می شد شام شب اول که در سفره خانه سنتی که حمامی قدیمی است و با کار خلاقانه ای به سفره خانه زیبا و آرامی تبدیل شده است، برای حفظ بنا از گزند حوادث و استفاده ای بهینه از فضای تاریخی آن. که اوقاتی به یادماندنی از سفر را برای من و همراهانم به یادگار نهاد.

صبحانه ای که باز هم دور از انتظار بود در روز قبل. تامین و شکل و شمایل یافته با مدرنیته و محتوایی که بیشتر به یک پذیرایی مراسم های مرسوم شبیه بود تا یک بسته صبحانه
البته شاید همه انتظار همان نان داغ و چای دلچسب و پنیر یا کره مربا یا نیمرو را داشتند همسفران، که نبود خبری از هیچ کدامشان در سفره که چه عرض کنم، بر میز دراز و پهن جلسات اداری