زانوی غم بغل گرفته
زانوی غم بغل گرفته
مدینه رنگ غم گرفته
شده حسن غمین مادر
نوای دم به دم گرفته
ز ناله های سوز و آهش
حسین دوباره دم گرفته
ای وای مادر ای وای مادر
ای وای مادر ای وای مادر
علی شده غمین و تنها
میان خیل جمع اعدا
عزا گرفته خانه تنها
ز رود دیده نم گرفته
به گوشه ای نشسته زینب
نوای مادرم گرفته
ای وای مادر ای وای مادر
ای وای مادر ای وای مادر
ز شعله های سوز و آهش
ز رخت ماتم سیاهش
گرفته ماتمش مدینه
حسین شده ز غم حزینه
مدینه گشته پر زماتم
تمام کوچه غم گرفته
ای وای مادر ای وای مادر
ای وای مادر. ای وای مادر
سلام من رسان به بابا
بگو علی نشسته تنها
سرشک غم ز دیده بارد
ز جور و ظلم جمله اعدا
خدا کند نیاید آنروز
حسین شود غریب و تنها
ای وای مادر ای وای مادر
ای وای مادر ای وای مادر
۱۴۰۳.۰۹.۱۵. ۱۴:۱۳. "یسار"
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۳ ساعت 12:47 توسط علی
|
دل مشغولی های روزمره باعث کدورت دل می شود. گاهی دل نوشته ای شاید غبار غم بزداید از این دل پر سودا