"من به قربان خدا،تا که مرا غمگین دید"
بهرِ خوشحالیِ من،در دلم انداخت تُ را

و چنین پیوندی
به دل خسته من زد عشقت
تا منم جان به فدای قدمت بنمایم
ای به قربان دو چشم و دهنت
باز کن پنجره را
بنگر بر من دلخسته زار
گو کلامی که دهد تسکینم
من که از هجر رخ تو همی غمگینم

۱۴۰۳.۰۶.۲۷. ۱۴:۳۰. "یسار"