لطف ارباب شود، شامل حالش ای کاش
لطف ارباب شود، شامل حالش ای کاش
باز دعوت بکند سوی وصالش ای کاش
زائری آمده تا پشت در باغ بهشت
روح و ریحان بشود، خوی و خصالش ای کاش
نیست در مکتب تو راه به مهمان ندهی
فیض این آمدنش، جاه و جلالت ای کاش
هر چه خورشید بتابد به سر و کویش باز
آرزومندی ما شمس جمالش ای کاش
بر سر ماذنه ها باز اذان می گویند
یک جماعت به حرم روزی حالش ای کاش
ما گدایان به در شاه ولا آمده ایم
تحفه ای بهر کرم، نذر خیالش ای کاش
گوش بر نائره نغمه خوش رنگ اذان
صبح دولت بدمد روز وصالش ای کاش
"ما به درگاه ، نه از مکنت و جاه آمده ایم"
شعله ای در شب غم، نور جمالش ای کاش
1402.12.09 12:09 "یسار"
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۳ ساعت 11:13 توسط علی
|
دل مشغولی های روزمره باعث کدورت دل می شود. گاهی دل نوشته ای شاید غبار غم بزداید از این دل پر سودا