از بس که مهربانی، دریای مهر مانی
که مهر روی ماهت، بر هر دلی نشانی
ماه رخت نهان است گر چه ز ما و مردم
اما نشسته ای بر دلها به مهربانی
شوق وصال رویت ما را کشد به سویت
آورده روی ماهت بر دل چه شادمانی
فریادمان بلند است بر کوه و کوی و برزن
چون ماه آسمانها، دارد ز تو نشانی
از اشک شبنم صبح، دانم که روی ماهت
کرده به دل جوانه یک قصه جوانی
پیرانه سر فتاده عشق رخت بر این دل
ای ماه روی زیبا، کی وصل خود چشانی
بر این دل پر از شوق، دارم تو را تمنا
شاید که شوید از دل غم های بی زبانی

۱۴۰۲.۰۷.۰۹. ۱۰:۵۰. "یسار"