ای مهر تابانم بیا دل را چراغانی کنیم
جمله سپهر کهکشان بر خویش مهمانی کنیم
بر ذکر حق بگشوده لب خوانیم دعای همدلی
بر لطف و مهر و عافیت، صد باره قربانی کنیم
غم را ببندیم پای و دست، فارغ شویم از هر چه هست
در کوچه باغ بی کسی، هم خویش زندانی کنیم
یک خانه سازیم از عدم، رهرو شویم در پیچ و خم
پر گل کنیم دشت و دمن، بر خاک پیشانی کنیم
باشیم غلام درگه و بر آستانش سر نهیم
در بارگاه عاشقی، همواره سلطانی کنیم
لطفی رسد از کوی او، بندی شویم با موی او
چون لیلی و مجنون شویم، خود را بیابانی کنیم
شهد و شکر سازیم و بر، کام نگاران بر کنیم
از نوش لبهاشان دمی، شکر به کامرانی کنیم
آسوده گردیم از غم و بر محفل جانان شویم
در کوی عشق و عاشقی، دل را چرا غانی کنیم

1401.05.31 14:03 "یسار"