"میروم و نمیرود از سر من هوای تو"
"میروم و نمیرود از سر من هوای تو"
گشته نسیم صبحدم آه من و و نوای تو
هیچ برون نمیرود مهر رخت ز دل مرا
قلب من از روز ازل گشته چو مبتلای تو
مهر رخت مرا قرین یار عزیز مه جبین
کی بشود دمی شوم معتکف سرای تو
خانه مرا چنان قفس نال مرا تو دادرس
ای تو مرا چو هم نفس گشت مرا لوای تو
عشق رخت مرا عجین گشته عزیز نازنین
می نرود ز دل مرا عشق تو و صفای تو
چشم ز اشک خون شده دل ز غمت زبون شده
می نشود ز غم رها چشم من و ضیای تو
شادم و با غمت خوشم می نشود فراموشم
یاد تو گشته ورد لب خاموشم از برای تو
۱۴۰۱.۰۵.۲۵. ۰۱:۰۱. "یسار"
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 9:51 توسط علی
|
دل مشغولی های روزمره باعث کدورت دل می شود. گاهی دل نوشته ای شاید غبار غم بزداید از این دل پر سودا