در دامن پر مهرت ای مادر چنانم
کز عالم و آدم من ابنجا در امانم
حالا که مهرت گشته افزون از دو عالم
من نام تو را می کنم ورد زبانم
سر زنده ام تا سایه ات گسترده بر من
هر دم دعا گوی توام ای مهربانم
من خستگی های تمام زندگی را
با نام و یادت از دل خود می تکانم
مهر الهی گشته جاری از وجودت
تابنده بر عالم فروقت ، بی کرانم
هر صبح و شام از هر مهی تابان تری تو
این است که من با تو سپهری جاودانم(بی نشانم)
در عالم دنیا مرا تا زنده کردی
سوز دعایت کرده همواره جوانم
من قدر لطف و مهر تو می دانم ای جان
گر چه پدر شد حامل رزق جهانم
صبری که تو داری و حلمی کز پدر هست
جان و تنم را میشود حصن زمانم
او میشود یک تکیه گاهی بر وجودم
تو میشوی چون برگ گل بر آشیانم
1396/03/25 23:55 "یسار"
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 13:1 توسط علی
|
دل مشغولی های روزمره باعث کدورت دل می شود. گاهی دل نوشته ای شاید غبار غم بزداید از این دل پر سودا