بس که دلتنگ شدی بار سفر را بستی
بس که دلتنگ شدی بار سفر را بستی
دل از این عالم و از عالمیان بگسستی
مهربان بودی و لبخند قشنگت بر لب
به عمو جان سفر کرده مان پیوستی
ما که از داغ غمش در غم و هجران بودیم
اشک بر دیده نشاندی و ز غمها رستی
شوخ طبعی تو مانده است عمو بر یادم
دل بشکسته ما باغم خود بشکستی
تو که آرام ترین عموی ماها بودی
ز غم و رنج همه عالم فانی رستی
از خدا می طلبم بهر تو الطاف زیاد
مهربان بودی و بر مهر خدا پیوستی
تو خودت خان کرم بودی و در نام کرم
با کرامت به دل جمله ما بنشستی
۱۴۰۰.۰۸.۱۹. ۱۵:۳۶. "یسار"
در فراق عموي عزيزم كه بيست روز بعد از عموي بزرگم به ديدار حق شتافت
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آذر ۱۴۰۰ ساعت 12:21 توسط علی
|
دل مشغولی های روزمره باعث کدورت دل می شود. گاهی دل نوشته ای شاید غبار غم بزداید از این دل پر سودا