ای نگهت جلوه آهوی تو
ای نگهت جلوه آهوی تو
دست من و دامن دلجوی تو
من رخ زیبای تو در کنج دل
می نهم و می روم از کوی تو
رند خرابات مغان گفت دوش
پرده نشینم! شب گیسوی تو
ره نبرد رهزن کلک خیال
جز به تمنای دو بازوی تو
قوس و قزح می کشد ابر بهار
تا به سر تاق دو ابروی تو
دامنم ار تر شود از سیل اشک
می بردم تا به سر کوی تو
جلوه کن ای انجم بالا سپهر
دل به تمنای رخ نیکوی تو
1400.02.25 13:36 "یسار"
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت 14:31 توسط علی
|
دل مشغولی های روزمره باعث کدورت دل می شود. گاهی دل نوشته ای شاید غبار غم بزداید از این دل پر سودا