ای نگهت جلوه آهوی تو
دست من و دامن دلجوی تو
من رخ زیبای تو در کنج دل
می نهم و می روم از کوی تو
رند خرابات مغان گفت دوش
پرده نشینم! شب گیسوی تو
ره نبرد رهزن کلک خیال
جز به تمنای دو بازوی تو
قوس و قزح می کشد ابر بهار
تا به سر تاق دو ابروی تو
دامنم ار تر شود از سیل اشک
می بردم تا به سر کوی تو
جلوه کن ای انجم بالا سپهر
دل به تمنای رخ نیکوی تو

1400.02.25  13:36  "یسار"