از بد حادثه ها شاخه گلی را چیدند
از بد حادثه ها شاخه گلی را چیدند
بر ماتم باغبان بَدان خندیدند
آنان که سیاه شب و ظلمت بودند
بر سینه برگ گل خزان کوبیدند
از جاده عشق و معرفت دور شدند
در بستر ظلم و عافیت خوابیدند
بر باغ رسول حق که بار آور بود
در آتش خشم خود خزان باریدند
بر باغ ولایتش چنان نار افتاد
هم سوسن و یاس و نسترن نالیدند
یارب چه کشید باغ گل آل الله
که از داغ غمش عالم جان نالیدند
....
۱۳۹۹.۱۰.۲۸ ۱۰:۲۶ "یسار
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۹ ساعت 14:47 توسط علی
|
دل مشغولی های روزمره باعث کدورت دل می شود. گاهی دل نوشته ای شاید غبار غم بزداید از این دل پر سودا