مشاعره با کونول
مینویسم نام تو این واژه ها گل میکنند
از تبار یاسمن هایی و خود گل واژه ای
"کونول"
می نویسم نام تو لبریز از تو می شوم
ای که نامت بر لبم لبریز کل واژه هاست.
"یسار"
غزل خوان شما گشتم و مسرورم من
بر درگه ارباب غزل، مورم من
پیک مینوشم و مشعوفم و در رقص و سماع
زین چنین طبع روان یکسره مسحورم من
ویرانه بُدَم، همچو یکی کوخِ خراب
اعجاز سخن دیدم و معمورم من
در دیاری که خلایق همه غربت دارند
با اهالی ادب یارم و مشحورم من
جان به قربان عزیزی که به لطف و کَرَمش
از غم و غصه و اندوه جهان دورم من
نرگس_چ "کونول" ۱۳۹۷/۱۰/۲۳
سلام اولسون سنه ای یار جانی
سنه قوربان اولا بیر ناتوانی
عزیز لرم سنی هر دم گورنده
گوزوم یاشار سنی گورموش زمانی
جوانلیق یادیما دوشر منیم تا
گورم سندن اثر یا بیر نشانی
خدا دان چون منه لطفی چاتیبدیر
که آشنا الولام سن تک جوانی
اوپم بیر او دوداغلاردان من ای کاش
که منیم تک اوخور شعری نهانی
1397.10.23 12:38 "یسار"
سلام روزگاران میگذرد و مرا در تمنای دیدارت چنان مشتاق تر می کند که ، اشتیاق کودک به مادر خویش حال که چنین آتشی بر دل من افروختی ، بیا و تفقدی کن و آب حیاتی بیاور تا فرو بنشانم این آتش فروزان را رخسار بنمای تا التیام بخشد بر درد جانکاه اشتیاق و صبوری تا مرهمی باشد بر زخم دلی که از کلامی بر جانم می نشیند ای تمنایی ترین گوهر هستی . ای محبوب ترین . ای خورشید غزل های دل خسته ایام. روزگارت روشن ، دلت شاد . کامت شیرین . نام و یادت زیبنده زبان قاصر من
"یسار"
سپاس از لطف بی پایان یزدان
عنایت کرده یارانی چنین جان
سپاس از مهرتان ای مهربانم
شعف را کرده ای مهمان جااانم
"کونول"
سلامت می کنم باشی سلامت
دلم کرده تمنای کلامت
اگر آیی سخن سازی کنارم
شوم شاید زمانی میهمانت
دلم آسوده از غمهای عالم
نگردد تا نگویی نیک و نامت
1397.10.24 14:58 "یسار"
سلامت می کنم باشی سلامت
دلم کرده تمنای کلامت
اگر آیی سخن سازی کنارم
شوم شاید زمانی میهمانت
دلم آسوده از غمهای عالم
نگردد تا نگویی نیک و نامت
1397.10.24 14:58 "یسار"
سلام به به.. چه جالبه مصاحبت با کسی که در جواب هر حرفی یه شعر ناب در دست داره و مثل یه برگ برنده رو میکنه....
"کونول"
سلام ای مونس تنهایی من
سلام ای شاهد زیبایی من
به دل دادن دل ما کرده عادت
سلام ای علت شیدایی من
تو را تبریز باشد مام میهمن
مرا با خود ببر زیبایی من
1397.10.25 10:15 "یسار"
سلامت میکنم ای شورِ شیرین
تو ای زیباترین همراهِ دیرین
هزاران درد باشد جان ما را
تویی تنها علاجِ درد مسکین
"کونول"
سلامی ای نو گل باغ نهانی
سلام ای نرگس باغ جنانی
تویی آرامش درد نهانم
تویی چون سوسن و گل ارغوانی
به کویت گر گذر افتد مرا باز
کنم تسلیم جانم را به جانی
1397.10.25 11:18 "یسار"
باران شو و از کرامتت سوی من آی
خشک است کویر دل، بیا، سوی من آی
"کونول"
ای شبنم صبح دم لبم را تر کن
وین حال مرا ز حال خود بهتر کن
آسوده نما دل پر از درد مرا
هر آنچه دانی خوش است آن بر کن.
1397.10.25 10:59 "یسار"
ای جانِ جانِ جانِ من
ای رونق بُستان من
بنما رُخِ تابان خود
روشن شود چشمانِ من
هرگز نباشم مضطرب
باشی اگر سامانِ من
ای ناز چشم نافذت
هم درد و هم درمان من
باز آ به لطف مقدمت
گلشن شود زندان من
"کونول" ۱۳۹۷/۱۰/۲۵
ای در گلستان دلم ، تنها گل خندان من
چون یوسف مصری ، چنین افتاده در زندان من
زیبا تر از زیبا تویی ، آن قامت رعنا تویی
مونس به جان ما تویی ، ای جان جان جان من
مخمور روی لیلی ام ، افتده اندر سیلی ام
زنهار از این تنهایی و تنهاترین جانان من
روشنگری های تو را ، برگیرم از باد صبا
ای رونق بستان دل ، ای نغمه نالان من
اینک صبوری نایدم ، چون داغ دل افزایدم
هجرت چنین کرده مرا ، آتش به آتش دان من
من فاش گویم قصه را ، گشته ملول از غصه ها
ای مرهم جان و تنم ، ای رونق بستان من
مجمر به آتش بر بزن ، دستی بر این آتش بزن
پروانه وش در انجمن ، شمع رخ ماهان من
من شاکرم لطف خدا ، روی تو را کردم عطا
از بذل جان نبود ابا ، گر طالبی تو جان من
1397.10.25 11:56 "یسار"
بنازم سرخوشی های شما را حضرت والا
تراوش های شور انگیز آن طبع بلند بالا
"کونول"
این همه شهد و شکر از قلم صنع خداست
ورنه عنقا به چمن نغمه و سازش چون است؟
1397.10.25 12:36 "یسار"
دل مشغولی های روزمره باعث کدورت دل می شود. گاهی دل نوشته ای شاید غبار غم بزداید از این دل پر سودا