در دایره مینا جامی ز می جم زن
در گردش این عالم، بر خیمه خرم زن

دُردی کش این عالم ، افتاده ز پا از غم
ای پیر خراباتی، مستانه ز می دم زن

از روزن این عالم، نوری به جهان انداز
در تار شبانگاهان خورشید دمادم زن

بر پیکره عشقت بنشسته گلی نیلی
باران شو برِ این گل، عطری تو ز شبنم زن

سخت است مرا بینم یارا به کمان تیری
از تیر دو ابرویت بر این دل مبهم زن

۱۴۰۴.۱۰.۰۵. ۱۳:۲۹. "یسار"