ای گل خندان تو را بر کوی یارم می برم
تا بداند عاشقم آن یار سیمین دلبرم

در زمین دل بکارم گل برای دیدنش
تا ببارد آسمان از ابر چشمان ترم

بلبل از شوق وصال گل دهد صد نغمه سر
من ز رشک گل هزاران ناله دارم لاجرم

برگ برگ روی گل دارد ز عطر تو نشان
می برد بوی تو را آنگه نسیمی از ارم

می شود. عالم معطر از وجودت نازنین
من همه ناز تو را با یک سبد گل می خرم

شوق دیدار رخت کرده مرا شیدای عشق
من به عشق روی تو از هر کسی اولاترم

با وفای عهد دیرین پای بر فرقم بنه
تا ز هجران رخت آسان از این غم بگذرم

شاهدی آرم که در عشق تو می سوزد دلم
تا به خاکستر نشیند این تن رنج آورم


۱۴۰۴.۰۸.۰۶. ۲۳:۱۸. "یسار"