در دلم لیلا نشسته با چه ناز
در دلم لیلا نشسته با چه ناز
می کنم بر درگهت راز و نیاز
ای خدای عشق و ایمان و امید
شو مرا از درد عشقش چاره ساز
بهر درد عشق درمانی فرست
گشته تکبیر قنوتم در نماز
شاهد این ادعای قلب من
این رخ زردم بود ای بی نیاز
اشک در چشمان من سیلاب خون
آتشی بر قلب زارم سوز و ساز
یا رهایم کن از این درد فراق
یا وصالش را نما بر من جواز
رحمتت را از تو خواهم ربنا
ای امیر عالم زیر و فراز
۱۴۰۴.۰۹.۰۴. ۲۰:۱۱. "یسار"
+ نوشته شده در شنبه نهم خرداد ۱۴۰۵ ساعت 14:48 توسط علی
|
دل مشغولی های روزمره باعث کدورت دل می شود. گاهی دل نوشته ای شاید غبار غم بزداید از این دل پر سودا