صبح است و ابرهای بهاری
انگار سر باریدن دارند بر سر گل‌های تشنه
و من در این هوای گرفته دلم هوایی شده است برای رفتن به سبزه زار یا گلزاری که بوی بهار می دهد
هر جا که تو و یاد تو باشد
و من با دیدن هر گلی و بوییدنش
بوی تو را تداعی کنم در ضمیر خود.
این گونه خاطرم کمی آرام می شود
و دوری ات را راحت تر می توانم تحمل کنم.

۱۴۰۳.۰۲.۰۵. ۰۹:۵۳. "یسار"