صبح است و ابرهای بهاری
صبح است و ابرهای بهاری
انگار سر باریدن دارند بر سر گلهای تشنه
و من در این هوای گرفته دلم هوایی شده است برای رفتن به سبزه زار یا گلزاری که بوی بهار می دهد
هر جا که تو و یاد تو باشد
و من با دیدن هر گلی و بوییدنش
بوی تو را تداعی کنم در ضمیر خود.
این گونه خاطرم کمی آرام می شود
و دوری ات را راحت تر می توانم تحمل کنم.
۱۴۰۳.۰۲.۰۵. ۰۹:۵۳. "یسار"
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مهر ۱۴۰۴ ساعت 12:12 توسط علی
|
دل مشغولی های روزمره باعث کدورت دل می شود. گاهی دل نوشته ای شاید غبار غم بزداید از این دل پر سودا