درد من درمان ندارد، درد تو درمان من
درد من درمان ندارد، درد تو درمان من
وصل تو هجران ندارد، وصل تو هجران من
ای سپرده جان و دل در راه عشقی بی هوس
راه تو پایان ندارد ، راه تو پایان من
سبزی دل را بهاران می نمایاند مگر
در زمستان و خزانت، سبزی باران من
شوق وصلت می کشد هر سو دل رنجور را
ای که در شوق وصالت، وصل بی پایان من
مثنوی ها می سرایم تا بگویم در سخن
وصف تو پایان ندارد، شرح بی پایان من
صوت زیبایت کند زنده مسیحا دم دلم
صوت داوودی تو باشد ترانه خوان من
1399.08.17 10:53 "یسار"
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۹ ساعت 14:0 توسط علی
|
دل مشغولی های روزمره باعث کدورت دل می شود. گاهی دل نوشته ای شاید غبار غم بزداید از این دل پر سودا