رهگذرم رهگذر از کوچه ها
رهگذرم رهگذر از کوچه ها
ساده ترم ساده بی ادعا
شعر و غزل چشم و چراغ من است
بی خبرم بی خبر از هر نگاه
شب به سحر نام تو دارم به لب
خوانمت ای جان به زبان دعا
خالق عشقی و مرا غم خوری
بی خبر از حکمت و دور قضا
وصل تو شد جمله آمال من
این خبرم رسیده تا انتها
می شنوم از تو مناجات دل
می سپرم سر به طناب بلا
تا که تو را داده به من زندگی
ره نبرم جز به حریم وفا
گردش ایام که یک گونه نیست
سر بنهم گردش دور قضا
خالق ما داده به ما اختیار
وای امان ز اختیار گناه
شکوه ندارم ز مکافات او
صبر ندارم ز هجرت خدا؟
جنت و فردوس برین می دهی
شکر کنم هر چه بدادی مرا
این که تو را خواهم و دلبر دهی
دیده تواند که ببیند تو را؟
دل حرم امن سماواتیان
جان بطلب در حرم کبریا
تا بتوانم به وصالت رسم
هیچ نخواهم ز تو یا ربّنا
۱۳۹۷.۱۰.۱۱ ۰:۴۶ "یسار"
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی ۱۳۹۷ ساعت 7:43 توسط علی
|
دل مشغولی های روزمره باعث کدورت دل می شود. گاهی دل نوشته ای شاید غبار غم بزداید از این دل پر سودا