صبر تلخ است  ولیکن بر شیرین دارد
حاصلش بوی وصال و گل و نسرین دارد
مهر اگر ماه شروعی است خزان را یاران
بار شیرین انارش چه دل آزین دارد
مزرع سبز فلک پر ز مهر و ماه است
عاشقی فصل خزانی است که پروین دارد
هر نسیم سحری در بر ما نیست لطیف
ای خوش آن دل که به پاییز چنین دین دارد
برگ برگ گل و نسرین به تماشا بنشین
در همان خاربنی کز گل پر چین دارد
"پاییز فصل بهاری  است که عاشق شده است"
بر زمستان بنگر باد چه سهمگین دارد
می وزد بر سر باغ و گذرد بر گلزار
با نسیم سحری ، چشمه شیرین دارد
کوهساران همه در خواب زمستانی خویش
چه مبارک غزلی ، آب زلاین دارد
هر قدم می نهی ار بر سر کوهساران بین
کوه با آن همه وهمش گل و نسرین دارد
1397.08.23  11:23  "یسار"