من در سکوت شب ، دلی بی خواب  دیدم

در غربت  خود در جهان ، احباب  دیدم

شد چشمه ای ، آب دو دیده همچو سیلاب

تا نام تو در اندورن خواب دیدم

ذکر لبم شد یاربا ، یارم کجا رفت؟

در قلب خود هم یار و هم ارباب دیدم

گفتم که یارا یار من ارباب من بود؟

گفتا از اول یار  را ارباب دیدم.

یارب به لطف یار دیرینی که دارم

بیدار مانم من اگر چه خواب دیدم

یارب تو یاری و تو اربابی  مرا خوش

بی یاریت من از کجا ارباب دیدم؟

ساقی ز می هرگز جدا نبود رفیقان

مستی خویش از یار رب الباب دیدم.

اکنون که هوشیاری من  در مستی اوست

مستیّ عالم ، مستی ارباب دیدم

1395/06/15 13:05