ای قافیه شعرم ،در شعر وغزلهایم

توشعر و سرودی من ، یک قافیه تنهایم

لبخند تو ای جانا ، شد مصرع هر بیتم

از بس که تمنایت ، گردیده تمنایم

از من تو نشانی جو، جان را به تو در بازم

ای ابروی چشمانت ، گم گشته شبهایم

از صبح ازل ای عشق ، من طالب تو بودم

در ساغر مینایی ، گویا که تنهایم

صبر است مرا چاره ، در وادی این غربت

سخت است مرا محنت ، ای مرغ هم آوایم

یک دل شده ام یک بار، در عشق و فنا امروز

باید که تو را جویم ، ای مشفق و همتایم

در دایره مینا ، خونین جگرم ای دل

بی صبریم از عشقت ،  خود گشته غزلهایم.

1395/06/11   17:30